۱۰ بهمن ۱۳۹۰

(no subject)

چرا بعضی ها اعتقاد دارن که مردها موجوداتی ظاهر پسند و کوتاه فکر هستند و اصلا نمیتونن فقط بخاطر دلشون عاشق بشن؟؟؟به این نمونه که در واقع مشتی از خروار هست توجه بفرمایید: این آقا آلوارو آلفونسو دمیراندا نتو می‌‌باشن   
...................
ایشون شوهر این خانم بود
 
سرکار خانم سیبل درسا نام داره و مانکن درجه یک بیکینی و اینجور چیزاست و مدل نشریه پلی بوی  ....
جناب آلوارو عاشق این یکی‌ می‌شه و اون جیگر رو طلاق میده 
با هم ازدواج کردن و خیلی‌ خوشبختن ....خیلی‌‌ها قبول نداران که عشق کوره
  ....
نمی‌فهمن که یه مرد قادره به ظاهر توجه نکنه و واقعا عاشق بشه
 
....
اینجور مطالب اشک شوق آدمو در میاره.......،
البته بایستی عرض شود که....
اسم خانم دوم ايشون آتینا اوناسیس می‌‌باشد   با ثروتی بیش از ۱۲ میلیارد دلار... 
اینجور مطالب اشک شوق آدمو در میاره، مگه نه ؟
 
 ...
حالا زیاد احساساتی نشو عشق کوره ولی‌ احمق كه نیست!!!!!  

آهنگی آشنا از مجید انتظامی که خبر نداشتيم!‎

سنت جان، نويسندة انگليسي‌تبار، دوران نوجواني‌اش را به خاطر کار پدرش، در يکي از دهکده‌هاي دامنة کوه آلپ و در سوئيس گذراند و به همين خاطر بيشتر نوشته‌هايش دربارة مردم آلپ و نوع زندگي روستايي آن‌جا است.لابد يادتان مانده که ماجرا از چه قرار بود، آنت دخترِ نوجواني است که برادري کوچک و شيرين به اسم دني دارد، آن‌ها با پدرشان توي مزرعه‌اي در دامنه‌هاي آلپ زندگي مي‌کنند و مادرشان بعد از به دنيا آوردن دني کوچولو مُرد. در همسايگي آن‌ها لوسين با خانواده‌اش زندگي مي‌کند که با آنت خيلي صميمي است و خلاصه همه چيز، خيلي خوب است تا اين که از بد روزگار لعنتي، طي حادثه‌اي دلخراش، دني کوچولو از پرتگاهي مي‌افتد و پايش فلج مي‌شود، مقصر لوسين است و طبيعتا تمام دوستي بين او و آنت به تنفر و دشمني مبدل مي‌شود و... متوجه هستيد که، با يک ملودرام ناب طرف هستيم که کليشه‌ها را خوب رعايت کرده و شخصيت‌پردازي قرص و محکمي داردیکی از خاطره انگیز ترین آهنگهایی که از دوران کودکی بسیار دوستش داشتم آهنگ آغازین کارتون آنت و لوسین است. جالب است که بدانید این آهنگ از ساخته های مجید انتظامی است که پیش از انقلاب برای انیمیشنی به نام "زال و سیمرغ" ساخته شده است و به جرات می توان گفت یک شاهکار بی بدیل است تم غالب این تکه آهنگ به وسیله سنتور نواخته شده و کلا حس وحالی که این موسیقی ایجاد می کند اصلا غربی نیست. ابتدای آهنگ هم  ، ویولن با سرانگشت زده میشه و بعد همزمان زیر زمینه ویولن با آرشه نواخته میشه لازم به یادآوری نیست که این آهنگ توسط عوامل عزیز صدا و سیما به این کارتون چسبانده شده!!. 

پیرترین مادر دنیا


Seeing Adriana مادری هستش از کشور رومانی که سال 2005 بطور خیلی عجیب بچه دار شد و با بدنیا آوردن یک دختر بنام Eliza در سن 66 سالگی رکورد بیشترین فاصله بین مادر و فرزند رو شکست .در حال حاضر Eliza 7 سال داره و بدون هیچ گونه مشکل یا مریضی خاصی و مادر نمونه 72 سال داره . عکسها خیلی جالبا 

شعري فوق العاده زيبا از سهراب سپهري

شب آرامی بودمی روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید ،هدیه اش داد به منخواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجالب پاشویه نشستپدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند ، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین:با خودم می گفتمزندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریستزندگی فاصله آمدن و رفتن ماسترود دنیا جاریستزندگی ، آبتنی کردن در این رود استوقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایمدست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟هیچ!!!زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماندشاید این حسرت بیهوده که بر دل داریشعله گرمی امید تو را، خواهد کشتزندگی در همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همانفردایی است، که نخواهد آمدتو نه در دیروزی، و نه در فرداییظرف امروز، پر از بودن توستشاید این خنده که امروز، دریغش کردیآخرین فرصت همراهی با، امید استزندگی یاد غریبی است که در سینه خاکبه جا می ماندزندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگزندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رودزندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذرزندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگزندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشقزندگی فهم نفهمیدن هاستزندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجودتا که این پنجره باز است، جهانی با ماستآسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماستفرصت بازی این پنجره را دریابیمدر نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیمپرده از ساحت دل برگیریمرو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیمزندگی، رسم پذیرایی از تقدیر استوزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ستزندگی، شاید شعر پدرم بود که خواندچای مادر، که مرا گرم نمودنان خواهر، که به ماهی ها دادزندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیمزندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوتزندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماستلحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ستمن دلم می خواهدقدر این خاطره را دریابیم

چند نفر از ما اينطوري رفتار ميكنن؟؟


هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند وقتی کسی حالش بده بهش نگید این هم می گذره ای بابا، نگید درست می شه، نخواهید با جک های مسخره بخندونیدش نمی خواد بخنده. خنده اش نمیاد ....غصه داره. می فهمین؟ غصه.براش از فلسفه ی زندگی حرف نزنین. از انرژی مثبت و مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن حرف نزنید.وقتی کسی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین. شما در حقیقت باید حرف نزنید. باید دستش رو بگیرید. بغلش کنید. تو چشم هاش نگاه کنید. براش چایی بریزید.یا براش یک چیزی که دوست داره بریزید یا بپزید. بذارید جلوش. بعد حرف نزنید. بذارید اون حرف بزنه. گوش کنید. هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید. فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته.شما جای اون آدم نیستید. شما زندگی اون آدم رو از وقتی به دنیا اومده زندگی نکردید. پس نظریه ها و حرف  هاتون به درد خودتون می خوره.بله. دستش رو بگیرید. بغلش کنید. سکوت کنید. اگه دلش خواست خودش حرف می زنه.مراقب قلب ها باشيموقتی تنهاييم، دنبال دوست می گرديم وقتی که پيداش کرديم، دنبال عيب هايش می گرديم وقتی که از دست داديمش، دنبال خاطراتش می گرديم. و همچنان تنها می مانيم

حرکت جدید و بسیار جالب سازمان ملل


EVERY DAY AROUND 700 TONS OF PAPER ARE WASTED IN TEHRAN (CAPITAL OF IRAN. )
15 TREES MUST BE CUT TO PRODUCE ONE TON OF PAPER. THINK AND HELP !
 لطفا تا آخر بخوانید
مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند
> که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت
> می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می
> افتد در آب می‌اندازد.
>
> - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟
>
> - این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این
> صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود
> اکسیژن خواهند مرد .
>
> - دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود
> دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه
> همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟
>
> مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت
> و گفت:
> "برای این یکی اوضاع فرق کرد."
> -------------------------------------------------------------------------------------------------------
> سازمان ملل حركت جديدی را برای كمك به كودكان فقير و گرسنه جهان شروع
> كرده است كه بر اساس آن به ازای هر كليك روی يك سايت معرفی شده، به يك
> كودك گرسنه در جهان غذای رايگان می‌رسد .
>
> در اين برنا مه ، كاربران با مراجعه به سايت اينترنتی : http://thehungersite.com/
> بر روی دكمه زرد رنگ بالاي صفحه كليك كرده و به اين ترتيب به ازای هر
> كليك، كمپانيهای اسپانسر هزينه يك وعده غذای رايگان را براي کودکان تقبل
> مي کنند ...
>
>
> لطفا" برای همه دوستانتان ارسال کنین.همین الآن !!!!

خوشبختی‎


> خوشبختي...
>
>
>
> اگر خوشبختي را براي يك ساعت مي خواهيد ؛ چرت بزنيد.....
> اگر خوشبختي را براي يك روز مي خواهيد؛ به پيك نيك برويد...
> .اگر خوشبختي را براي يك هفته مي خواهيد ؛ به تعطيلات برويد..
> ..اگر خوشبختي را براي يك ماه مي خواهيد ؛ ازدواج كنيد..
> ..اگر خوشبختي را براي يك سال مي خواهيد ؛ ثروت به ارث ببريد.
> .اگر خوشبختي را براي يك عمر مي خواهيد؛ ياد بگيريد، كاري را كه انجام
> ميدهيد ، دوست داشته باشيد